اگر نتوانی زندگی ات را به یک آواز تبدیل کنی ،آن را پوچ و بی معنا ساخته ای .
مردم تلاش می کنند هر چیزی باشند ،جز عشق.
آن ها دوست دارند ثروتمند باشند،قدرتمند باشند،مشهور باشند،اما شوق ثروتمند بودن ،سیاست پیشه کردن و قدرت را قبضه کردن،شهرت به هم زدن،شور زندگی را می ستاند،سرمستی را می کشد و جدیت احمقانه و عبوس را به جای آن ها می نشاند.حماقت و جدیت ،دو ویژگی ضروری آدم هایی ست که جویای پول و قدرت و شهرت اند،زیرا بدون آن دو ویژگی، این هدف ها به دست نمی آیند.
برای رسیدن به این هدف ها ،باید رقابت کرد،دیگران را کنار زد،ماسک دروغ بر چهره کشید و فریب داد .این ها ابزار نفسانیت است و نفسانیت ،سیمایی جدی و عبوس دارد.نفسانیت ،سرخوش و خندان نیست،هیچ گاه نبوده است.
پای بکوب و دست افشان باش!
زیرا به ضیافت دعوت شده ای .
سرمست شو و زنده تر شو!
برای دیدن وحدت بی شائبه ی وجود،باید به وحدت ناب شهود برسی.
یگانه ببین تا یگانگی را دریابی.
ذات الوهی همه اشیا را درک کن .
اگر او را در همه چیز ببینی ،به وجد می آیی،در غیر این صورت دلمرده و عبوس می شوی و بیهوده رنج می بری.
آنچه چشم آدمیان را به روی خدا گشوده ،عشق بوده است.انسان به واسطه ی عشق با مراقبه آشنا شده است.
مراقبه تلاشی است برای آن که در توفان ،کنترل خویش را از دست ندهی.
مراقبه درهای عرش الهی را به روی تو می گشاید و تو را به درون فرا می خواند.
داخل شو،
بیگانه نیستی.
" اوشو" (برگرفته از کتاب عشق پرنده ای آزاد و رها)
فعلا نمیدونم چی بنویسم و از کجا بنویسم .تو نوشتن دودل بودم.من باب آغاز تفال به حضرت حافظ زدم و این شعر آمد.
|
|
|
|
|
